تبليغاتX
تئوري محدوديتها -CONSTRAINTS MANAGEMENT
 
مشاوره ، آموزش و اجرا مدیریت محدودیت ها - مزیت مطلق - برای شرکت ها به منظور سود آفرینی و بهره وری
 

در زمان حمايت از محدوديت ، توسعه DRUM كافي نمي باشد. در زمان ايجاد DRUM با شرايط ضروري حل مشكلات ظرفيت درگير مي شويم .بدان معنا كه اطمينان حاصل مي نمائيم كه طرح توليد قابل انجام مي باشد.

به هر حال ، بايد طرح را در مقابل عدم قطعيت ها[1] در فرآيند حمايت نمائيم .

مثالي از يك عدم قطعيت، زماني است كه منبع تغذيه كننده محدوديت ،دچار وقفه شود. اگر چنين اتفاقي بيفتد، احتمالاً محدوديت به علت نبود مواد در فرآيند ،متوقف مي شود. آنچه در اينجا بايد انجام دهيم ،ايجاد يك انبار ذخيره قطعات، درست پيش از محدويت، مي باشد. به گونه اي كه اگر حتي در منابع تغذيه آن حادثه اي  رخ دهد ،محدوديت براي مدتي حمايت شود.

اين حمايت با ارسال مواد براي فرآوري و پردازش در محدوديت، كمي پيش از زمان نياز، ايجاد مي شود

اين" كمي پيش از" همان چيزي است كه در TOC، BUFFER ناميده مي شود.



۱-uncertainties

 

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:45  توسط گروه کارشناسان مدیریت محدودیت ایران  | 

براي يك زمان بندي خوب  حداقل بايد دو اقدام صورت گيرد:

1-حل مشكلات ظرفيت

2-صيانت برنامه از مورفي[1]

بايداز امكان پذيري[2] طرحمان اطمينان حاصل  نمائيم. بمنظور داشتن يك طرح امكان پذير ،بايد از در اختيار داشتن ظرفيت كافي براي اجرائي ساختن آن وحمايت برنامه در مقابل تغييرات آماري[3] در فرآيند (عدم اطمينان) اطمينان حاصل نمائيم . دستيابي به اين هدف با بكارگيري فرآيند پنج مرحله اي TOC ميسر مي شود.

در مرحله اول بايد محدوديت سيستم را مشخص نمائيم . محدوديت عبارتست از هر چيزي كه مانع راه سيستم در دستيابي به عملكرد بالاتر در ارتباط با اهدافمان مي باشد .بنابراين محدوديت مي تواند در ميان ساير موارد باشد، اعم از ظرفيت منبع و همچنين خط مشي بازاريابي.

صرفنظراز نوع فرآيند توليد ، همواره منبعي وجود دارد كه ظرفيت آن را محدود مي نمايد . اين منبع را مي توان به ضعيف ترين حلقه يك زنجير تشبيه كرد. در TOC اين منبع رايك « منبع محدوديت ظرفيت»[4] (CCR)  مي نامند.

در شرايطي كه تقاضاي بازار بيش از ظرفيت  « منبع محدوديت ظرفيت» مي باشد ،اين منبع، محدوديت سيستم خواهد بود.

مرحله دوم عبارتست ازداشتن حداكثربهره گيري  از محدوديت. فرض كنيم كه محدوديت سيستم، يك منبع       ( CCR )  مي باشد. آنچه ما مي خواهيم، داشتن بيشترين خروجي از آن است. نبايد حتي يك دقيقه از وقت  آنرا اتلاف كنيم. چرا كه هر اتلاف به معني ظرفيت كمتر براي كل سيستم مي باشد، و اين امر منجر به فروش كمتر مي شود. اگر وقت را تلف كنيم ،هرگز نمي توانيم ظرفيت از دست رفته را جبران نمائيم ( چرا كه ميزان تقاضاي بيش از ظرفيت در اختيار مي باشد). به عبارت ديگر ، هر دقيقه از دست رفته در يك محدوديت به معناي از دست رفتن هميشگي يك دقيقه در كل سيستم مي باشد.

به هر حال ،ما نه تنها خواهان فعال بودن هميشگي محدوديت هستيم ،  بلكه استفاده بخردانه از آن را نيز       مي خواهيم.

ما بايد اطمينان حاصل نمائيم كه محصولاتي را توليد مي كنيم كه تقاضاي آن وجود دارد و براي شركت سود آور هستند. به منظور حصول اطمينان از محقق شدن اين امر، بايد برنامه زمانبندي تفصيلي  محدوديت ( كه DRUM نام دارد) اجرا شود.

DRUM عبارتست از برنامه زمان بندي تفصيلي ،شامل اقلامي كه بايد توليد شود ، كميت توليد ، زمانهاي آغاز و پايان توليد.

پس از آن بايد برنامه ريزي به منظور تحويل سفارشات انجام شود

در زمان ايجاد DRUM، تقاضاي بازار، نقطه شروع مي باشد. در ابتدا بايد تلاش شود كه نياز بازار در حجم و موعد مورد انتظار تامين گردد. زمانيكه ظرفيت كافي جهت فروش هر آنچه بازار مي خواهد وجود ندارد، بايد تعيين آنچه كه بازار مي خواهد توليد كند و به فروش برساند، در اولويت تحويل قرار گيرد.



[1] -اشاره به قانون مورفي دارد . مطابق اين قانون هر اشتباهي كه بتواند اتفاق بيفتد ، اتفاق مي افتد . هر چيزي بتواند خراب شود خراب مي شود.

2-Feasible

۳-statistical  variances

۴-Capacity  Constraint  Resource

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:43  توسط گروه کارشناسان مدیریت محدودیت ایران  | 

    ز 

يكي از فرضيات[1] اصلي در TOC اينست كه هر سيستم ، بطور مثال يك شركت انتفاعي[2] ، بايدحداقل يك محدوديت داشته باشد.  بنابراين براي داشتن عملكرد بهتردر سيستم، بايد محدوديتهاي آنرا اداره نمود. "درمورد اين مسئله گزينه ديگري وجود ندارد . شما بايد محدويتها را مديريت[3] نمائيد والا آنهاشما را مديريت مي كنند". محدوديت ها  خروجي سيستم را تعيين مي كنند ، صرف نظر از اينكه مورد تصديق قرار گرفته و مديريت شوند يا خير"[4].

محدوديتها به خودي خود[5] خوب يا بد نيستند ، آنها صرفاً وجود دارند. اگر تصميم بگيريم كه آنها را ناديده بگيريم ،مي توانند  مشكل ساز شوند.

اما اگر آنها را شناسايي و كنترل نمائيم به يك فرصت عظيم، يك اهرم [6]واقعي جهت به جنبش در آوردن كسب و كار تبديل مي شوند.



13-assumptions

14-for –profit  company

15-manage

[4]-تئوري محدوديتها و كاربرد آن براي حسابداري مديريت، نوشته  نورين ،اريك و اسميت ، دبرا و مكي ، جيمز تي،                    

   :  Great   Barringtonانتشارات North River  ، 1995

-intrinsically  17

18-leverage

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 15:6  توسط گروه کارشناسان مدیریت محدودیت ایران  | 

اين فرآيند مبناي متدولوژي هاي TOC و از جمله DBR مي باشد . اين فرآيند داراي
پنج گام  مي باشد:

1-    تعريف محدوديتهاي سيستم

2-    تصميم گيري پيرامون چگونگي داشتن حداكثر بهره برداري[1] از محدوديت هاي سيستم

3-    پشتيباني [2]ساير فعاليتها از تصميمات اتخاذ شده در حوزه محدوديت سيستم 

4-    اهرم كردن[3] محدوديتهاي سيستم

5-  اگر در گامهاي پيشين محدوديت شكسته شد.  به گام اول بازگرديد.هرگزاجازه ندهيد كه اينرسي، موجب يك محدوديت در سيستم شود ." ما نمي توانيم اين هشدار را بيش از حد مورد تاكيد قرار دهيم.آنچه كه بطور معمول اتفاق مي افتد اينست كه ما،در درون سازمان، از وجود محدوديتهاي فعلي قواعد بسياري را (برخي اوقات بطور رسمي ،بسياري اوقات به صورت مشهود) استخراج مي نمائيم . زمانيكه محدوديت شكسته شد ، ديگر زحمت و دردسر بازگشت و بازنگري اين قواعد را   پذيرا نمي شويم. در نتيجه، امروزه سيستم هاي ما بطور عمده با محدوديتهاي خط مشي [4]محدود شده اند".



۱-Exploit

۲-Subordinate

۳-Elevate

۴-policy constraints

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 15:5  توسط گروه کارشناسان مدیریت محدودیت ایران  | 

اين مطلب دلالت ضمني بر اين مطلب داردكه پيش از درگيرشدن براي بهبودهر بخش از سازمان، در ابتدا مي بايد هدف كلي سيستم و اندازه گيري ها بمنظور قضاوت در مورد تاثير هر زير سيستم [1]و تصميم منطقه اي[2] بر هدف كلي[3] را تعريف نمائيم.

محدوديت سيستم چيزي فراتر از جملات زير نيست: هر چيزي كه سيستم را در جهت دستيابي به هدف و عملكرد بهتر محدود نمايد.

در عمل، هر سيستم محدوديتهاي معدودي دارد (اين چيزي است كه دركتاب «هدف» بوسيله قياس پيش آهنگي[4] اثبات شده است) و در عمل هر سيستم حداقل بايد يك محدوديت داشته باشد .اگر يك شركت هيچ محدوديتي نداشته باشد سود آن بي نهايت مي شود.



۱-subsystem

۲-local decision

۳-global goal

۴-boy-scout analogy

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 14:57  توسط گروه کارشناسان مدیریت محدودیت ایران  | 

DBR [1] متدولوژي زمان بندي تفصيلي و كنترل عمليات بر مبناي تئوري محدوديتها (TOC) مي باشد.

TOC به شركت بعنوان يك سيستم مي نگرد، يعني مجموعه اي از عناصر كه با يكديگر در ارتباط و تعامل[2] مي باشند. هر عنصر به نوعي با ديگر عناصر وابسته است و عملكرد كلي سيستم وابسته به تشريك مساعي[3] كليه عناصر سيستم مي باشد.

 يكي از مفاهيم بنيادين، شناخت نقش مهم  محدوديت است.

گام اول، درك اين موضوع است كه هر سيستم براي هدفي ساخته شده است. ما سازمانهايمان را بخاطر وجود[4] خود آنها ايجاد نكرده ايم. بنابراين اقدامي كه توسط هر جزء سازمان اتخاذ شده است ،بايد براساس تاثير آن بر هدف كلي مورد داوري قرار گيرد.



1-DRUM-BUFFER-ROPE

                                                                               interdependent  relationship 2

3-joint efforts

4-existence

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 14:53  توسط گروه کارشناسان مدیریت محدودیت ایران  | 
( DBR ( DRUM-BUFFER-ROPE 
  اين تكنيك يک تکنيک براي برنامه ريزي توليد مي باشد كه جريان توليد/ سرعت ارائه خدمات را در سازمان به حداکثر مي رساند قبل از اينکه مهلت ارسال محصول / ارائه خدمات به مشتري  به پايان برسد .
  درام آهسته ترين عمليات يا نقطه كنترلي است كه تنظيم کننده شتاب جريان توليد / ارائه خدمات در سرتاسر سازمان است
  بافر مقدار كار/ موجودي است كه در حال جريان مي باشد ، اين مقدار معمولا قبل از مرحله درام  قرار داده مي شود  براي حصول اطمينان از اينكه مرحله درام هرگز دچار توقف نخواهد شد .
  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 12:2  توسط گروه کارشناسان مدیریت محدودیت ایران  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM