1-تعريف: اول بايد محدوديت را شناساييکرد . يك شاخص سنتي ، مقدار كارمنتظر براي فرآوري و پردازش مي باشد. مثال ديگر زماني است كه محصولات در بچ ها فرآوري و پردازش مي شوند.
2-چلاندن محدوديت : بهبود فرآيند يا پشتيباني از آن به طريق ديگر بمنظور كسب حد اكثر ظرفيت از آن بدون اينكه تغييرات يا ارتقاء بزرگ گرانقيمتي را داشته باشيم.
3-تنظيم سرعت ساير فرآيند ها متناسب با سرعت يا ظرفيت محدوديت(پشتیبانی کردن )
فرآيند هاي تابع معمولا فرآيند هايي هستند كه پيش از محدوديت قرار دارند.
فرآيندهاي پس از محدوديت، از قبل توليدي كمتر از ظرفيت داشته اند
چرا كه بايد براي خروجي فرآيند محدوديت منتظر بمانند.
4- اهرم كردن: اگر خروجي كل سيستم رضايتبخش نباشد ،بهبود هاي ديگري نيز مورد نياز است .
حال ، شركت بايد تعييرات عمده در محدوديت را منظور نظر قرار دهد.
اين تغييرات شامل افزايش سرمايه ، سازماندهي مجدد و ساير هزينه ها در مورد زمان يا پول مي شود.
5- تكرار فرآيند : زماني كه محدوديت شكسته شد ، محدوديت جديد بخش ديگري از فرآيند يا سيستم خواهد بود..
در اينجاست كه بايد اين چرخه را تكرار نمود.

نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 9:48  توسط گروه کارشناسان مدیریت محدودیت ایران
|